تبلیغات
مطالب ارزشمند(خطبه بدون الف وبدون نقطه امیر المومنین علی علیه السلام)و .... - بیعت عمر با امیرالمومنین علی علیه السلام در روز غدیر قسمت دوم

مطالب ارزشمند(خطبه بدون الف وبدون نقطه امیر المومنین علی علیه السلام)و ....

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) :یكون لهذه الامة اثنا عشر خلیفه كلهم من قریش**صحیح مسلم، كتاب امارة باب 1، الناس تبع القریش؛

روایت دوم: روایت ابوهریره

خطیب بغدادی در ترجمه حبشون بن موسی می نویسد:

أنبأنا عبد الله بن علی بن محمد بن بشران أنبأنا علی بن عمر الحافظ حدثنا أبو نصر حبشون بن موسی بن أیوب الخلال حدثنا علی بن سعید الرملی حدثنا ضمرة بن ربیعة القرشی عن بن شوذب عن مطر الوراق عن شهر بن حوشب عن أبی هریرة قال: من صام یوم ثمان عشرة من ذی الحجة كتب له صیام ستین شهرا وهو یوم غدیر خم لما أخذ النبی صلی الله علیه وسلم بید علی بن أبی طالب فقال ألست ولی المؤمنین قالوا بلی یا رسول الله قال من كنت مولاه فعلی مولاه.فقال عمر بن الخطاب بخ بخ لك یا بن أبی طالب أصبحت مولای ومولی كل مسلم فأنزل الله الیوم أكملت لكم دینكم.

اشتهر هذا الحدیث من روایة حبشون وكان یقال إنه تفرد به وقد تابعه علیه أحمد بن عبد الله بن النیری فرواه عن علی بن سعید أخبرنیه الأزهری حدثنا محمد بن عبد الله بن أخی میمی حدثنا أحمد بن عبد الله بن أحمد بن العباس بن سالم بن مهران المعروف بابن النیری إملاء حدثنا علی بن سعید الشامی حدثنا ضمرة بن ربیعة عن بن شوذب عن مطر عن شهر بن حوشب عن أبی هریرة قال من صام یوم ثمانیة عشر من ذی الحجة وذكر مثل ما تقدم أو نحوه.

ومن صام یوم سبعة وعشرین من رجب كتب له صیام ستین شهرا وهو أول یوم نزل جبریل علیه السلام علی محمد صلی الله علیه وسلم بالرسالة.

از ابوهریره نقل شده است كه گفت: كسی كه روز هجدهم ذی حجه را روزه بگیرد ثواب روزه شصت ماه برای وی نوشته می شود، این روز، روز غدیر خم است، روزی كه رسول خدا صلی الله علیه و آله دست علی را گرفت و فرمود: آیا من رهبر مؤمنان نیستم؟ گفتند: چرا ای رسول خدا. فرمود: هر كس من مولای او هستم علی مولای او است.عمر گفت: تبریك، تبریك ای پسر ابوطالب، تو اكنون مولای من و مولای هر مسلمانی، سپس این آیه نازل شد: امروز دین شما را كامل كردم. این حدیث به عنوان روایت حبشون مشهور شده است، گفته شده كه فقط او این روایت را نقل كرده است؛ در حالی احمد بن عبد الله نیز از علی سعید... از أبی هریره نقل كرده است....

الخطیب البغدادی، أحمد بن علی أبو بكر (متوفای 463هـ)، تاریخ بغداد، ج 8، ص 289، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت.

همین روایت را الشجری الجرجانی (متوفای499 هـ) در كتاب الأمالی با همین سند در سه جای از كتابش و ابن عساكر در تاریخ مدینه دمشق نقل كرده اند:

الشجری الجرجانی، المرشد بالله یحیی بن الحسین بن إسماعیل الحسنی، كتاب الأمالی وهی المعروفة بالأمالی الخمیسیة، ج 1، ص 192، و ج1، ص 343، و ج2، ص102، تحقیق: محمد حسن اسماعیل، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت / لبنان، الطبعة: الأولی، 1422 هـ - 2001م؛

ابن عساكر الدمشقی الشافعی، أبی القاسم علی بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفای571هـ)، تاریخ مدینة دمشق وذكر فضلها وتسمیة من حلها من الأماثل، ج 42، ص 233، تحقیق: محب الدین أبی سعید عمر بن غرامة العمری، ناشر: دار الفكر - بیروت - 1995.

بررسی سند روایت:

عبد الله بن علی بن محمد بن بشران:

وی استاد خطیب بغدادی و ثقه است؛ چنانچه ذهبی در باره او می نویسد:

عبد الله بن علیّ بن محمد بن عبد الله بن بشران البغدادی الشاهد... قال الخطیب: كان سماعه صحیحاً. وتوفی فی شوال. 

عبد الله بن علی... خطیب در باره او گفته: شنیده های او صحیح بود. در ماه شوال از دنیا رفت.
الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 29، ص 264، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولی، 1407هـ - 1987م؛

البغدادی، أحمد بن علی ابوبكر الخطیب (متوفای463هـ)، تاریخ بغداد، ج 10، ص 14، رقم: 5130، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت.

 

 علی بن عمر الحافظ:

علی بن عمر، همان دار قطنی معروف و صاحب سنن است كه در وثاقت او تردیدی نیست؛ چنانچه ذهبی در باره او می گوید :

قال أبو بكر الخطیب كان الدارقطنی فرید عصره وقریع دهره ونسیج وحده وامام وقته انتهی الیه علو الاثر والمعرفة بعلل الحدیث واسماء الرجال مع الصدق والثقة وصحة الإعتقاد والاضطلاع من علوم سوی الحدیث منها القراءات.

دار قطنی یگانه روزگار و پهلوان میدان بود و مانندی نداشت اوپیشوای زمانش بود، دانش و معرفت اسباب شناسائی حدیث و شناخت نامهای راویان به او ختم می شد، راستگو و مورد اعتماد و دارای اعتقادی صحیح بود و در دیگر علوم غیر از حدیث مانند دانش قراآت نیز قوی بود.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفای748هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 16، ص 452، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

أبو نصر حبشون بن موسی بن أیوب الخلال:

ذهبی در باره او می گوید:

حبشون بن موسی بن أیوب الشیخ أبو نصر البغدادی الخلال... وكان أحد الثقات.

حبشون بن موسی، یكی از افراد مورد اعتماد بود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 15، ص 317، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

خطیب بغدادی در باره او می گوید:

وكان ثقة یسكن باب البصرة.

حبشون مورد اعتماد بود و در باب البصره سكونت داشت.

البغدادی، أحمد بن علی ابوبكر الخطیب (متوفای463هـ)، تاریخ بغداد، ج 8، ص 289، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت.

و بعد از نقل روایت إكمال نیز روایت دیگری را نقل كرده و می گوید:

الأزهری أنبأنا علی بن عمر الحافظ قال حبشون بن موسی بن أیوب الخلال صدوق....

علی بن عمر الحافظ گفته است: حبشون بن موسی راستگو است.

تاریخ بغداد، ج 8، ص 4391.

علی بن سعید الرملی:

ذهبی در باره او می گوید:

علی بن أبی حملة شیخ ضمرة بن ربیعة ما علمت به بأسا ولا رأیت أحدا الآن تكلم فیه وهو صالح الأمر ولم یخرج له أحد من أصحاب الكتب الستة مع ثقته.

علی بن ابی حمله بزرگ قبیله ضمره است، من در او ایرادی نمی بینم وكسی را هم ندیده ام كه در باره او سخنی گفته باشد، او كارهایش خوب بود ولی با این كه ثقه است صاحبان كتب سته از وی روایت نقل نكرده اند.

الذهبی، شمس الدین محمد بن أحمد بن عثمان أبو عبد الله (متوفای 748 هـ) میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 5، ص 153 ـ 154، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولی، 1995م.

وإذا كان ثقة ولم یتكلم فیه أحد فكیف نذكره فی الضعفاء.

علی بن سعید رملی ثقه است و كسی در باره وی سخنی نگفته است، پس چرا باید نام وی را در ردیف افراد ضعیف بیاوریم؟. 

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ) لسان المیزان، ج 4، ص 227، تحقیق: دائرة المعرف النظامیة - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات - بیروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ - 1986م.

ضمرة بن ربیعة القرشی 

ذهبی در باره او می گوید:

ضمرة بن ربیعة. الإمام الحافظ القدوة محدث فلسطین أبو عبد الله الرملی...

روی عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبیه قال ضمرة رجل صالح صالح الحدیث من الثقات المأمونین لم یكن بالشام رجل یشبهه هو أحب إلینا من بقیة بقیة كان لا یبالی عمن حدث وقال ابن معین والنسائی ثقة.

وقال أبو حاتم صالح قال آدم بن أبی إیاس ما رأیت أحدا أعقل لما یخرج من رأسه من ضمرة 
وقال ابن سعد كان ثقة مأمونا خیرا لم یكن هناك أفضل منه ثم قال مات فی أول رمضان سنة اثنتین ومئتین .

وقال أبو سعید بن یونس كان فقیههم فی زمانه مات فی رمضان سنة اثنتین ومئتین

ضمرة بن ربیعه، پیشوا، حافظ، رهبر و محدث فلسطین بود. عبد الله بن احمد بن حنبل از پدرش نقل كرده كه گفت: ضمره، مرد پاك سرشت بود و در نقل حدیث صالح بود، از افراد مورد وثوق و اعتماد بود، در شام مانند او نبود. او در نزد من محبوب تر از دیگرانی بود كه در نقل حدیث دقت نمی كردند كه از چه كسانی نقل كنند. ابن معین و نسائی گفته اند: مورد اعتماد بود.

ابوحاتم گفته: درست كار بود، آدم بن إیاس گفته: كسی را داناتر از او در آن چه از مغزش خارج می شود (فكر و اندیشه)، ندیدم، ابن سعد گفته: مورد اعتماد و اطمینان و آدم خوبی بود، در این جا شخصی بهتر از او نیست.

ابوسعید بن یونس گفته: او فقیه اهل زمان خود بود...

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 9، ص 106، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

عبد الله بن شوذب:

عبد الله بن شوذب. البلخی ثم البصری الإمام العالم أبو عبد الرحمن نزیل بیت المقدس... وثقه أحمد بن حنبل وغیره. قال أبو عمیر بن النحاس حدثنا كثیر بن الولید قال كنت إذا رأیت ابن شوذب ذكرت الملائكة. قال أبو عامر العقدی سمعت الثوری یقول كان ابن شوذب عندنا ونحن نعده من ثقات مشایخنا وقال یحیی بن معین كان ثقة.

عبد الله بن شوذب، پیشوا و دانشمند بود، احمد بن حنبل و دیگران او را توثیق كرده اند. ابوعمیر نحاس گفته: كثیر بن ولید می گفت: من هر وقت ابن شوذب را می بینم به یاد ملائكه می افتم. ابوعامر عقدی گفته : از ثوری شنیدم كه می گفت: ابن شوذب پیش ما بود و ما او را جزء اساتید مورد اعتماد می شمردیم، یحیی بن معین گفته: او مورد اعتماد بود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 7، ص 92، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ.

و ابن حجر عسقلانی می گوید:

عبد الله بن شوذب الخراسانی أبو عبد الرحمن سكن البصرة ثم الشام صدوق عابد من السابعة.

عبد الله بن شوذب خراسانی ساكن بصره بود سپس به شام رفت، انسانی راستگو و اهل عبادت و از طبقه هفتم از محدثین است.

العسقلانی الشافعی، أحمد بن علی بن حجر أبو الفضل (متوفای852هـ)، تقریب التهذیب، ج 1، ص 3386، رقم:3387، تحقیق: محمد عوامة، ناشر: دار الرشید - سوریا، الطبعة: الأولی، 1406 - 1986 م.

مطر الوراق:

ذهبی در باره او می گوید:

مطر الوراق. الإمام الزاهد الصادق أبو رجاء بن طهمان الخراسانی نزیل البصرة مولی علباء بن أحمر الیشكری كان من العلماء العاملین وكان یكتب المصاحف ویتقن ذلك

مطر الوراق پیشوای زاهد راستگو، اصل او خراسانی است و ساكن بصره شد، وی از دانشمندان شایسته و از نویسندگان قرآن بود كه به درستی آن را انجام می داد.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، سیر أعلام النبلاء، ج 5، ص 452، تحقیق: شعیب الأرناؤوط، محمد نعیم العرقسوسی، ناشر: مؤسسة الرسالة - بیروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ..

و در كتاب دیگرش می گوید:

فمطر من رجال مسلم حسن الحدیث. 

مسلم در كتاب صحیحش از او نقل روایت دارد و از رجال این كتاب است، و روایاتش نیكو است.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، میزان الاعتدال فی نقد الرجال، ج 6، ص 445، تحقیق: الشیخ علی محمد معوض والشیخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمیة - بیروت، الطبعة: الأولی، 1995م.

شهر بن حوشب:

شهر بن حوشب از روات صحیح مسلم است و در وثاقت وی تردید نیست؛ چنانچه ذهبی در تاریخ الإسلام در باره او می گوید:

قال حرب الكرمانی: قلت لأحمد بن حنبل: شهر بن حوشب، فوثقه وقال: ما أحسن حدیثه. وقال حنبل: سمعت أبا عبد الله یقول: شهر لیس به بأس. قال الترمذی: قال محمد یعنی البخاری: شهر حسن الحدیث، وقوی أمره.

شهر بن حوشب مشكلی ندارد، حدیثش نیكو و كارش استوار بود.

الذهبی الشافعی، شمس الدین ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفای 748 هـ)، تاریخ الإسلام ووفیات المشاهیر والأعلام، ج 6، ص 387، تحقیق د. عمر عبد السلام تدمری، ناشر: دار الكتاب العربی - لبنان/ بیروت، الطبعة: الأولی، 1407هـ - 1987م.

ترمذی در سنن خود بعد از نقل روایتی كه در سند آن شهر بن حوشب وجود دارد، می نویسد:

وَسَأَلْتُ مُحَمَّدَ بن إسماعیل عن شَهْرِ بن حَوْشَبٍ فَوَثَّقَهُ وقال إنما یَتَكَلَّمُ فیه بن عَوْنٍ ثُمَّ رَوَی بن عَوْنٍ عن هِلَالِ بن أبی زَیْنَبَ عن شَهْرِ بن حَوْشَبٍ قال أبو عِیسَی هذا حَدِیثٌ حَسَنٌ صَحِیحٌ.

بخاری شهر بن حوشب را توثیق كرد و روایت وی را حسن وصحیح دانسته اند. 

الترمذی السلمی، محمد بن عیسی أبو عیسی (متوفای 279هـ)، سنن الترمذی، ج 4، ص 434،، تحقیق: أحمد محمد شاكر وآخرون، ناشر: دار إحیاء التراث العربی - بیروت.

عجلی در معرفة الثقات می نویسد:

شهر بن حوشب شامی تابعی ثقة.

شهر بن حوشب اهل شام و از تابعان و ثقه بود.

العجلی، أبی الحسن أحمد بن عبد الله بن صالح (متوفای 261هـ)، معرفة الثقات من رجال أهل العلم والحدیث ومن الضعفاء وذكر مذاهبهم وأخبارهم، ج 1، ص 461، رقم: 741، تحقیق: عبد العلیم عبد العظیم البستوی، ناشر: مكتبة الدار - المدینة المنورة - السعودیة، الطبعة: الأولی، 1405 - 1985م.

در نتیجه سند این روایت نیز كاملا صحیح است و هیچ ایرادی در آن دیده نمی شود.

نتیجه:

تبریك گفتن مردم و به ویژه خلیفه دوم ثابت می كند كه منظور رسول خدا صلی الله علیه وآله از جمله «من كنت مولاه فعلی مولاه» ولایت و إمامت امیر مؤمنان علیه السلام بوده نه صرف محبت و دوست داشتن ایشان؛ چرا كه اگر مقصود صرف دوست داشتن بود، نیازی به تبریك گفتن نداشت. ضمن این كه خلیفه دوم می گوید كه «أصبحت مولای ومولی كل مولی؛ تو از امروز مولای ما شدی» 

و در روایت ابن كثیر دمشقی آمده بود: «اصبحت الیوم ولی كل مؤمن؛ تو از امروز سرپرست هر مؤمنی شدی»؛ در حالی كه دوست داشتن تمام مؤمنان از واجباتی است كه قبل از آن نازل شده و از مسلمات بود و اگر كلمه «ولی» را به معنای محبت و دوستی بگیریم این معنا به ذهن تبادر خواهد كرد كه عمر می گوید ما تا كنون با تو دوست نبودیم و تو از امروز با ما دوست شدی. آیا اهل سنت می توانند این مطلب را بپذیرند؟

در نتیجه چاره ای نیست جز این كه حدیث غدیر به معنای «امامت و خلافت» گرفته شود.

 

موفق باشید

گروه پاسخ به شبهات

مؤسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)