تبلیغات
مطالب ارزشمند(خطبه بدون الف وبدون نقطه امیر المومنین علی علیه السلام)و .... - حدیث ثقلین در کتب اهل سنت قسمت اول

مطالب ارزشمند(خطبه بدون الف وبدون نقطه امیر المومنین علی علیه السلام)و ....

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) :یكون لهذه الامة اثنا عشر خلیفه كلهم من قریش**صحیح مسلم، كتاب امارة باب 1، الناس تبع القریش؛

بررسی حدیث ثقلین در خطبه غدیر و نقش آن در اثبات امامت

طرح شبهه :

ابن تیمیه حرانی در منهاج السنة می نویسد :

والذی رواه مسلم انه بغدیر خم قال إنی تارك فیكم الثقلین كتاب الله فذكر كتاب الله وحض علیه ثم قال وعثرتی أهل بیتی أذكركم الله فی أهل بیتی ثلاثا وهذا مما انفرد به مسلم ولم یروه البخاری

وقد رواه الترمذی وزاد فیه وانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض

وقد طعن غیر واحد من الحفاظ فی هذه الزیادة وقال إنها لیست من الحدیث والذین اعتقدوا صحتها قالوا: إنما یدل علی أن مجموع العترة الذین هم بنو هاشم لا یتفقون علی ضلالة وهذا قاله طائفة من أهل السنة وهو من أجوبة القاضی أبی یعلی وغیره

والحدیث الذی فی مسلم إذا كان النبی * قد قاله فلیس فیه إلا الوصیة باتباع كتاب الله وهذا أمر قد تقدمت الوصیة به فی حجة الوداع قبل ذلك وهو لم یأمر باتباع العترة لكن قال أذكركم الله فی أهل بیتی وتذكیر الأمة بهم یقتضی أن یذكروا ما تقدم الأمر به قبل ذلك من إعطائهم حقوقهم والامتناع من ظلمهموهذا أمر قد تقدم بیانه قبل غدیر خم

فعلم انه لم یكن فی غدیر خم أمر یشرع نزل إذ ذاك لا فی حق علی ولا غیره لا إمامته ولا غیرها

آنچه كه مسلم در صحیحش در باره غدیر خم نقل كرده است این جمله است كه رسول خدا فرمود: من در میان شما دو یادگار گرانبها می گذارم یكی كتاب خدا است كه در باره آن سفارش نموده است سپس فرمود: عترت و خاندانم را فراموش نكنید' ولی بخاری آن را نقل نكرده است.

اما ترمذی با این اضافه نقل كرده است كه رسول خدا فرمود: این دو از هم جدا شدنی نیستند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.

گروهی از حافظان حدیث این بخش را زائد دانسته و قبول ندارند و گفته اند: آنچه از این حدیث فهمیده می شود این است كه همه عترت یعنی بنی هاشم بر ضلالت و گمراهی اجتماع نمی كنند

گروهی از اهل سنت همین جواب را داده اند كه از جمله آنان جواب قاضی ابو یعلی و غیر او است

در نقل مسلم اگر رسول خدا هم آن را فرموده باشد چیزی جز سفارش به پیروی از كتاب خدا دیده نمی شود كه در حجه الوداع هم به آن سفارش فرموده بود ولی در باره تبعیت و پیروی از عترت فرمانی وجود ندارد فقط تذكر به ایفای حقوق و دوری از ستم به آنان شده است كه قبل از این هم بوده است.

بنا بر این نه سخن از علی به میان آمده است و نه امامت اهل بیت و نه غیر آن .

إبن تیمیة الحرانی ، أحمد بن عبد الحلیم أبو العباس (متوفای728هـ) منهاج السنة النبویة ، ج 7 ص318 ـ 319 ، تحقیق : د. محمد رشاد سالم ، ناشر : مؤسسة قرطبة ، الطبعة : الأولی ، 1406

در این شبهه نگاه مغز متفكر مبارزه با آرمانهای فكری تشیع و اهل بیت نگاهی آمیخته به شك و تردید به حدیثی است كه جزو ارزشمند ترین سخنان پایانی رسول گرامی اسلام است آنجا كه جناب ابن تیمیه می گوید: والحدیث الذی فی مسلم إذا كان النبی * قد قاله فلیس فیه إلا الوصیة باتباع كتاب الله ، پس او نه تنها سفارش پیامبر را در باره اهل بیت قبول ندارد بلكه در نقل دیگران هم اگر متقن و محكم باشد ایجاد تردید می كند.

بنا بر این در این پاسخ هر چند كوتاه به توضیح اصل ما جرا و بخشهای اصلی فرمایش رسول خدا اشاره داریم و در آغاز تفسیر و تشریح الفاظ و لغات موجود در این حدیث.

پاسخ تفصیلی:

گفتار اول: مفهوم«حدیث ثقلین»

الف-درلغت

این حدیث ، مشهور است به «حدیث ثَقَلیْن»، و ثَقَلَیْن، تثنیه «ثَقَل» می باشد، و كلمه ثَقَل در لغت به معنای چیزی است كه مسافر با خود حمل می كند.

عدّه ای از محدّثین و اهل لغت، این كلمه را «ثِقْلَیْن» یعنی به كسر ثاء و سكون قاف، قرائت كرده اند، كه در این صورت تثنیه ثِقْل، خواهد بود، و ثِقْل به معنای بار سنگین و گنج آمده است، ولی به نظر می رسد كلمه «ثقلین» در این حدیث شریف، به فتح ثاء و قاف باشد. فیروز آبادی در كتاب «القاموس المحیط» می گوید: و ثَقَل به (حركت قا) متاع مسافر و اثاثیه او و نیز هر چیز نفیسی را كه پنهان و محفوظش دارندگفته می شود، و از همین لغت است حدیث:

إِنِّی تارِكٌ فِیْكُمُ الثَّقَلَیْنِ، كِتابَ اللهِ وَعِتْرَتِی.

. القاموس المحیط: ج3 /353، المؤسّسة العربیّة ـ بیروت

ابن منظور دراین باره می نویسد:

سمیا ثقلین لأن الأخذ بهما ثقیل والعمل بهما ثقیل ، قال : وأصل الثقل أن العرب تقول لكل شیء نفیس خطیر مصون ثقل ، فسماهما ثقلین إعظاما لقدرهما وتفخیما لشأنهما.

كتاب خدا و عترت را ثّقّلین نامیده اند چون تمسك به این دو و عمل به آن سنگین است، و از طرفی عرب به هر چیزی كه ارزشمند و مهم و حفاظت شده باشد ثّقّل می گوید، پس نامیدن كتاب خدا و عترت به این نام به جهت والا بودن جایگاه این دو و نگاهداری مرتبه آن است.

محمد بن مكرم بن منظور الأفریقی المصری، الوفاة: 711 ، ج 11 ص 88 ، دار النشر : لسان العرب دار صادر - بیروت ، الطبعة : الأولی.

ترجیح ضبط اوّل بر ضبط دوّم بدین جهت است كه: تناسب ضبط اوّل ( ثَقَلَیْن) با شرائطی كه رسول خداصلّی الله علیه وآله وسلّم در آن سخن گفته است بیشتر و مناسب تر است، زیرا مسافری كه از شهری به شهری كوچ می كند ـ خصوصاً اگر قصد بازگشت به مبدأ را نداشته باشد - اسباب و اثاثیه زندگانی اش را با خود می برد، و از آنجا كه حمل و نقل در آن زمان به سختی و مشقّت انجام می گرفت و جا بجائی تمام لوازم و اثاثیه زندگی از جائی به جای دیگر ممكن نبود، لذا هنگام كوچ كردن، گرانبهاترین و نفیس ترین اشیاء تحت تملّك را منتقل می كردند. رسول خدا صلّی الله علیه وآله وسلّم در مقدّمه «حدیث ثقلین» می فرماید:

من دعوت شده ام و به این دعوت جواب گفته ام، و بنا بر بعضی از نقلها فرمود: من دعوت خواهم شد و جواب مثبت به این دعوت خواهم داد، آن حضرت خبر از نزدیك بودن رحلت و سفر آخرت می دهد و متعاقب این خبر، می فرماید: «وإنّی تاركٌ»، موقعیّت سفر آخرت اقتضاء می كند آن حضرت عزیزترین و گرانبهاترین اشیاء را با خود ببرد، ولی به مقتضای رأفت و لطف بی شائبه ای كه به امّت دارد، و از آنجائی كه نسبت به بقای دین حنیف و بر پائی شریعت حریص است ، گرانبهاترین اشیاء كه در طول زندگی پربركتش نهایت اعتناء و توجّه به آنها را داشته است در بین امّت باقی می گذارد، سپس توصیه فرمود تا امّت قدر آن دو را بداند و از آن دور نشود، زیرا هدایت ابدی آنان در گرو تمسّك به این دو گوهر نفیس و گرانبهایی است كه آنبزرگوار به مقتضای لطف خاصّش بر امّت در بین آنان باقی گذاشته است.

با توجه به این توضیح، ضبط كلمه «ثَقَلین» انسب خواهد بود، اگر چه با قرائت دیگر نیز وافی به مقصود خواهد بود كه در ادامه مبحث و با تحقیق در الفاظ «حدیث ثقلین» نكاتی را متذكر خواهیم شد.

ب: در اصطلاح :

كیفیّت دلالت الفاظی مانند «أخذ» و «تمسّك» و «اعتصام» بدینگونه است كه چون این الفاظ دلالت بر وجوب تبعیّت و پیروی و اطاعت مطلق بدون قید و شرط می نمایند، قهراً مفاد حدیث، امامت و خلافت خواهد بود، زیرا شكّی نیست كه بین اطاعت مطلق و بین امامت و خلافت، تلازم و همبستگی غیر قابل انكاری وجود دارد.

مراجعه به سخنان شارحین «حدیث ثقلین» از اعلام و مشاهیر اهل سنّت، مانند: مناوی در «شرح جامع صغیر» ملاّ علی قاری در «شرح شكاة»، و نیز به كتابهای «نسیم الرّیاض»، «شرح المواهب اللَّدُنیّة»، «السّراج المنیر فی شرح الجامع الصّغیر»، «الصّواعق المحرقة»، و «جواهر العقدین» حقیقت را روشن تر به اثبات می رساند كه مفاد «حدیث ثقلین» عبارت است از تشویق و وادار نمودن و برانگیختن جمیع امّت به پیروی وتبعیت از رفتار و كردار و اقوال خاندان نبوّت علیهم السّلام وحجت دانستن سیره و روش آنان در تمام مسائل دین و دنیا و آنچه كه در اداره زندگی فردی و اجتماعی انسان مؤثر می باشد و در یك كلام آنان را مقتدای خویش در جمیع امور قرار دهند، كه برای نمونه به سخن مناوی در این باره اشاره می كنیم:

عن عبد الله بن زید عن أبیه أنه علیه الصلاة والسلام قال: من أحب أن ینسأ له فی أجله وأن یمتنع بما خلفه الله فلیخلفنی فی أهلی خلافة حسنة فمن لم یخلفنی فیهم بتر عمره وورد علی یوم القیامة مسودا وجهه.

كسی كه دوست دارد خداوند مرگش را بتاخیر اندازد و از شر آنچه برجای گذاشته محفوظ بماند پس باید حرمت مرا در خاندانم به بهترین و نیكوترین جایگزینیها به انجام رساند، و كسی كه به نیكوئی با آنان رفتار نكند عمرش كوتاه و در قیامت با صورتی سیاه بر من وارد خواهد شد.

عبد الرؤوف المناوی، الوفاة: 1031 هـ ، فیض القدیر شرح الجامع الصغیر ، ج2 ص175 ، دار النشر : المكتبة التجاریة الكبری - مصر - 1356هـ ، الطبعة : الأولی 0

گفتار دوم : بررسی شبهات

الف: عدم تواتر حدیث ثقلین

ابن تیمیه متواتر بودن حدیث ثقلین را مورد تردید قرار داده و بر آن اشكال و اعتراض نموده و می نویسد:

والذی رواه مسلم انه بغدیر خم قال إنی تارك فیكم الثقلین كتاب الله فذكر كتاب الله وحض علیه ثم قال وعترتی أهل بیتی أذكركم الله فی أهل بیتی ثلاثا وهذا مما انفرد به مسلم ولم یروه البخاری وقد رواه الترمذی وزاد فیه وانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وقد طعن غیر واحد من الحفاظ فی هذه الزیادة وقال إنها لیست من الحدیث والذین اعتقدوا صحتها قالوا إنما یدل علی أن مجموع العترة الذین هم بنو هاشم لا یتفقون علی ضلالة وهذا قاله طائفة من أهل السنة وهو من أجوبة القاضی أبی یعلی وغیره والحدیث الذی فی مسلم إذا كان النبی* قد قاله فلیس فیه إلا الوصیة باتباع كتاب الله وهذا أمر قد تقدمت الوصیة به فی حجة الوداع قبل ذلك وهو لم یأمر باتباع العترة لكن قال أذكركم الله فی أهل بیتی وتذكیر الأمة بهم یقتضی أن یذكروا ما تقدم الأمر به قبل ذلك من إعطائهم حقوقهم والامتناع من ظلمهم وهذا أمر قد تقدم بیانه قبل غدیر خم

آنچه كه مسلم در صحیحش در باره غدیر خم نقل كرده است این جمله است كه رسول خدا فرمود: من در میان شما دو یادگار گرانبها می گذارم یكی كتاب خدا است كه در باره آن سفارش نموده است سپس فرمود: عترت و خاندانم را فراموش نكنید' ولی بخاری آن را نقل نكرده است.

اما ترمذی با این اضافه نقل كرده است كه رسول خدا فرمود:

این دو از هم جدا شدنی نیستند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.

گروهی از حافظان حدیث این بخش را زائد دانسته و قبول ندارند و گفته اند: آنچه از این حدیث فهمیده می شود این است كه همه عترت یعنی بنی هاشم بر ضلالت و گمراهی اجتماع نمی كنند.

گروهی از اهل سنت همین جواب را داده اند كه از جمله آنان جواب قاضی ابو یعلی و غیر او است.

در نقل مسلم اگر رسول خدا هم آن را فرموده باشد چیزی جز سفارش به پیروی از كتاب خدا دیده نمی شود كه در حجه الوداع هم به آن سفارش فرموده بود ولی در باره تبعیت و پیروی از عترت فرمانی وجود ندارد فقط تذكر به ایفای حقوق و دوری از ستم به آنان شده است كه قبل از این هم بوده است.

بنا بر این نه سخن از علی به میان آمده است و نه امامت اهل بیت و نه غیر آن .

أحمد بن عبد الحلیم بن تیمیة الحرانی أبو العباس، الوفاة: 728 ، منهاج السنة النبویة ، منهاج السنة النبویة ج 7 ص 318 دار النشر : مؤسسة قرطبة - 1406 ، الطبعة : الأولی ، تحقیق : د. محمد رشا.