تبلیغات
مطالب ارزشمند(خطبه بدون الف وبدون نقطه امیر المومنین علی علیه السلام)و .... - حدیث ثقلین در کتب اهل سنت قسمت دوم

مطالب ارزشمند(خطبه بدون الف وبدون نقطه امیر المومنین علی علیه السلام)و ....

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) :یكون لهذه الامة اثنا عشر خلیفه كلهم من قریش**صحیح مسلم، كتاب امارة باب 1، الناس تبع القریش؛

بررسی ونقد

اگر چه از شخصی مانند ابن تیمیه بیش از این انتظار نداریم كه حدیثی از این قبیل را كه به اعتراف بزرگانی از محدثان اهل سنت جزو احادیث متواتر و صحیح است انكار نماید زیرا نه تنها در منابع شیعی اسناد و طرق گوناگونی بر نقل این حدیث حاكی است بلكه منابع حدیثی و از همه مهمتر اعترافات مصنفین و شارحان آثار حدیثی اهل سنت قوی ترین مستند بر اثبات تواتر این حدیث است، زیرا حدیث متواتر خبر جماعتی است كه سلسله روات آن تا معصوم، در هر طبقه به حدی باشد كه امكان توافق آنها بر كذب، به طور عادی محال بوده و نیز موجب علم گردد.

با توجه به اینكه حدیث شریف ثقلین را تعداد قابل توجهی از راویان در منابع فریقین روایت كرده اند، پس می توان آن را از دیدگاه مذهب اهل بیت علیهم السلام و اهل سنت حدیث متواتر نامید، و علاوه بر آن بسیاری از علمای حدیثی اهل سنت نیز حدیث شریف ثقلین را صحیح و معتبر نامیده اند كه به اسامی و كتابهای برخی از آنها اشاره می كنیم.

1- مسلم بن حجاج نیسابوری (206 ـ 261ق)

وی با نقل حدیث ثقلین در كتاب صحیح خود، بر صحت و اعتبار آن صحه گذاشته است . روایت زید بن ارقم را در همین زمینه پیش از این ملاحظه نمودید.

حدثنی زُهَیْرُ بن حَرْبٍ وَشُجَاعُ بن مَخْلَدٍ جمیعا عن بن عُلَیَّةَ قال زُهَیْرٌ حدثنا إسماعیل بن إبراهیم حدثنی أبو حَیَّانَ حدثنی یَزِیدُ بن حَیَّانَ قال انْطَلَقْتُ أنا وَحُصَیْنُ بن سَبْرَةَ وَعُمَرُ بن مُسْلِمٍ إلی زَیْدِ بن أَرْقَمَ فلما جَلَسْنَا إلیه قال له حُصَیْنٌ لقد لَقِیتَ یا زَیْدُ خَیْرًا كَثِیرًا رَأَیْتَ رَسُولَ اللَّهِ * وَسَمِعْتَ حَدِیثَهُ وَغَزَوْتَ معه وَصَلَّیْتَ خَلْفَهُ لقد لَقِیتَ یا زَیْدُ خَیْرًا كَثِیرًا حَدِّثْنَا یا زَیْدُ ما سَمِعْتَ من رسول اللَّهِ * قال یا بن أَخِی والله لقد كَبِرَتْ سِنِّی وَقَدُمَ عَهْدِی وَنَسِیتُ بَعْضَ الذی كنت أَعِی من رسول اللَّهِ  فما حَدَّثْتُكُمْ فَاقْبَلُوا وما لَا فلا تُكَلِّفُونِیهِ ثُمَّ قال قام رسول اللَّهِ  یَوْمًا فِینَا خَطِیبًا بِمَاءٍ یُدْعَی خُمًّا بین مَكَّةَ وَالْمَدِینَةِ فَحَمِدَ اللَّهَ وَأَثْنَی علیه وَوَعَظَ وَذَكَّرَ ثُمَّ قال أَمَّا بَعْدُ ألا أَیُّهَا الناس فَإِنَّمَا أنا بَشَرٌ یُوشِكُ أَنْ یَأْتِیَ رسول رَبِّی فَأُجِیبَ وأنا تَارِكٌ فِیكُمْ ثَقَلَیْنِ أَوَّلُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ فیه الْهُدَی وَالنُّورُ فَخُذُوا بِكِتَابِ اللَّهِ وَاسْتَمْسِكُوا بِهِ فَحَثَّ علی كِتَابِ اللَّهِ وَرَغَّبَ فیه ثُمَّ قال وَأَهْلُ بَیْتِی أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی أُذَكِّرُكُمْ اللَّهَ فی أَهْلِ بَیْتِی فقال له حُصَیْنٌ وَمَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ یا زَیْدُ أَلَیْسَ نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَیْتِهِ قال نِسَاؤُهُ من أَهْلِ بَیْتِهِ وَلَكِنْ أَهْلُ بَیْتِهِ من حُرِمَ الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ قال وَمَنْ هُمْ قال هُمْ آلُ عَلِیٍّ وَآلُ عَقِیلٍ وَآلُ جَعْفَرٍ وَآلُ عَبَّاسٍ قال كُلُّ هَؤُلَاءِ حُرِمَ الصَّدَقَةَ قال نعم.

یزید بن حیان می گوید: همراه با حصین بن سبره و عمر بن مسلم نزد زید بن ارقم رفتیم بعد از این كه در كنار او نشستیم حصین گفت: ای زید! ترا خیر بسیار نصیب شده است. پیغمبر را دیده ای و حدیث او را شنیده ای و همراه با آن حضرت جهاد كرده ای. شمه ای از آن چه از رسول الله (ص) شنیده ای باز گوی. زید گفت: فرزند برادر! به خدا سوگند كه عمرم زیاد و عهدم با رسول الله (ص) كهن شده و بسیاری از آنچه از او شنیده بودم فراموش كرده ام. پس آن چه برای شما می گویم بپذیرید و آن چه را نمی گویم مرا به گفتن آن مجبور نسازید. سپس گفت: روزی پیغمبر خدا بین مابرای خواندن خطبه برخاست. ما در مكانی بین مكه و مدینه بودیم كه «خم» خوانده می شود. حمد خدا و ثنای او را به جای آورد و به وعظ و ذكر پرداخت. سپس گفت: اما بعد، بدانید ای مردم كه من هم بشرم و به زودی فرستاده خدای نزد من می آید و دعوت او را اجابت می كنم. من بین شما دو چیز گرانبها از خود بر جای می گذارم. نخستین آنها كتاب خداست كه در آن هدایت و نور است. كتاب خدا را محكم در دست بگیرید و آن را رها نكنید ـ پس درباره قرآن سفارش بسیار نمود و بدان تشویق و ترغیب فرمود ـ سپس فرمود: اهل بیت من. درباره اهل بیت من همواره خدای را به یاد داشته باشید (این جمله را سه بار فرمود) حصین از زید پرسید: اهل بیت او چه كسانی هستند؟ مگر زنان او اهل بیت او نیستند؟ ـ گفت: زنان او اهل خانه او بودند اما اهل بیت رسول الله (ص) كسانی هستند كه بعد از او صدقه برایشان حرام است ـ حصین گفتآنان چه كسانی هستند؟ ـ گفت: آل علی و آل عقیل و آل جعفر و آل عباس. حصین گفتآیا صدقه بر همه ایشان حرام است؟ ـ گفت: آری. مسلم به سند دیگری از زید بن ارقم روایت كرده است كه از او پرسیدند: آیا زنان پیغمبر هم اهل بیت او هستند؟ ـ گفت نه ـ به خدا قسم ـ زن تا مدتی از زمان با مرد است. بعد او را طلاق می دهد و نزد پدر و مادر خود بر می گردد. اهل بیت او اصل و جماعت او هستند كه صدقه بر ایشان حرام است.

مسلم بن الحجاج أبو الحسین القشیری النیسابوری، الوفاة: 261 ، صحیح مسلم ج 4 ص 1873 دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : محمد فؤاد عبد الباقی

2- ابوعیسی محمد بن عیسی ترمذی (209 ـ 297ق)

وی در كتاب الجامع الصحیح با نقل دو روایت مربوط به ثقلین ، هر دو روایت را حسن (حدیثی كه از نظر اعتبار پس از حدیث صحیح قرار می گیرد) نامیده ومی نویسد:

« حدثنا علی بن المنذر كوفی حدثنا محمد بن فضیل قال حدثنا الأعمش عن عطیة عن أبی سعید والأعمش عن حبیب بن أبی ثابت عن زید بن أرقم رضی الله عنهما قالا قال رسول الله * إنی تارك فیكم ما إن تمسكتم به لن تضلوا بعدی أحدهما أعظم من الآخر كتاب الله حبل ممدود من السماء إلی الأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرقا حتی یردا علی الحوض فانظروا كیف تخلفونی فیهما قال هذا حدیث حسن غریب».

« رسول الله صلی الله علیه وآله فرمود: من چیزی بین شما بر جای می نهم كه اگر بدان چنگ زنید، بعد از من هرگز گمراه نخواهید شد. یكی از آن دو از دیگری عظیم تر است: كتاب خدا رشته ای است كه از آسمان به زمین كشیده شده است. و دیگری عترت كه اهل بیت منند. این دو هرگز از هم جدا نمی گردند تا كنارحوض (كوثر) بر من وارد شوند. پس بنگرید بعد از من با ایشان چگونه رفتار می كنید . سپس می گوید: این حدیثی است حسن و غریب (مشتمل بر لفظ خاص).

همچنین ترمذی در صحیح از جابر بن عبدالله انصاری روایت كرده است :

حدثنا نصر بن عبد الرحمن الكوفی حدثنا زید بن الحسن هو الأنماطی عن جعفر بن محمد عن أبیه عن جابر بن عبد الله قال رأیت رسول الله  فی حجته یوم عرفة وهو علی ناقته القصواء یخطب فسمعته یقول یا أیها الناس إنی قد تركت فیكم ما إن أخذتم به لن تضلوا كتاب الله وعترتی أهل بیتی...

جابر می گوید: رسول الله را در حجة الوداع، در روز عرفه دیدم كه بر ناقه قصوای خود سوار بود و خطبه می خواند. شنیدم كه می فرمود: ای مردم، همانا من چیزی را بین شما بر جای می گذارم كه اگر تسلیم آن بوده و بدان عمل كنید هرگز گمراه نخواهید شد. آن كتاب خدا و عترت، یعنی اهل بیت من است»

محمد بن عیسی أبو عیسی الترمذی السلمی، الوفاة: 279 ، الجامع الصحیح سنن الترمذی ، ج 5 ص 662، دار النشر : دار إحیاء التراث العربی - بیروت ، تحقیق : أحمد محمد شاكر وآخرون

3- حافظ ابو عبد الله حاكم نیسابوری (م 405ق)

حاكم نشابوری ، حدیث ثقلین را در كتاب المستدرك علی الصحیحین ذكر نموده و پس از نقل آن چنین گفته است:

«لما رجع رسول الله (ص) من حجة الوداع و نزل غدیر خم امر بدوحات فقمن فقالكانی قد دعیت فاجبت . انی قد تركت فیكم الثقلین احدهما اكبر من الآخركتاب الله تعالی و عترتی فانظروا كیف تخلفونی فیهما فانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض. ثم قال: ان الله

عز و جل مولای و انا مولی كل مؤمن. ثم اخذ بید علی فقال: من كنت مولاه فهذا ولیه اللهم و آل من والاه و عاد منعاداه»

«چون رسول الله (ص) از حجة الوداع بازگشت و در غدیر خم فرود آمد دستور داد زیر درختها را از خار و خاشاك پاك كردند... سپس فرمود: گویا مرا فرا خوانده اند و من اجابت كرده ام. همانا من بین شما دو شی ء گرانبها بر جای گذاشته ام كه یكی از آنها از دیگری بزرگتر است، كتاب خدای تعالی و عترت من. پس بنگرید كه بعد از من با آن دو چگونه رفتار می كنید، كتاب خدا و عترت من از هم جدا نمی شوند تا در كنار حوض (كوثر) نزد من حاضر شوند. سپس گفت: همانا خدای عز و جل مولای من است و من مولای همه مؤمنانم. آنگاه دست علی را گرفت و فرمود: هر كه را من مولای اویم پس علی هم ولی و سرور اوست. خدایا دوست بدار هر كه او را دوست دارد و دشمن بدار هر كه با او دشمنی كند. »

حاكم تصریح می كند :

هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین ولم یخرجاه بطوله.

این حدیث [ثقلین] بر اساس شرط بخاری و مسلم صحیح است ولیكن آن دو این حدیث را [در كتب خود] به طور كامل نقل نكرده اند

محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النیسابوری، الوفاة: 405 هـ ، المستدرك علی الصحیحین، ج 3 ص 118، دار النشر : دار الكتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولی ، تحقیق : مصطفی عبد القادر عطا

4-أحمد بن حنبل أبو عبد الله شیبانی (م241):

حدثنا عبد اللَّهِ حدثنی أبی ثنا بن نُمَیْرٍ ثنا عبد الْمَلِكِ یعنی بن أبی سُلَیْمَانَ عن عَطِیَّةَ عن أبی سَعِیدٍ الخدری قال قال رسول اللَّهِ  انی قد تَرَكْتُ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ أَحَدُهُمَا أَكْبَرُ مِنَ الآخَرِ كِتَابُ اللَّهِ عز وجل حَبْلٌ مَمْدُودٌ مِنَ السَّمَاءِ إلی الأَرْضِ وعترتی أَهْلُ بیتی الا انهما لَنْ یَفْتَرِقَا حتی یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ

ابو سعید خدری از رسول خدا نقل كرده است كه فرمود: من دو شیء گرانبها باقی می گذارم كه یكی بزرگتر از دیگری است و آن كتاب خدای بلند مرتبه و ریسمان متصل به آسمان تا زمین است و دیگری عترت و خاندانم، بدانید كه این دو از یكدیگر جدائی ناپذیرند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.

أحمد بن حنبل أبو عبدالله الشیبانی، الوفاة: 241 ، مسند الإمام أحمد بن حنبل، ج 3 ص 26 دار النشر : مؤسسة قرطبة - مصر .ونیزاحمد بن حسین بیهقی در سنن (2/148) و عبدالله بن عبدالرحمن دارمی در سنن (2/431) علی متقی در كنز العمال فی سنن الاحوال و الافعال (1/45) احمد بن محمد طحاوی در مشكل الآثار (4/368) و سایر محدثین نیز روایت كرده اند

4-احمد بن علی نسائی (م 303 ق)

نّسائی در كتاب خصائص امیر المؤمنین علی بن ابی طالب همین حدیث را با اندك اضافه ای نقل كرده است:

فقلت لزید سمعته من رسول الله * فقال ما كان فی الدوحات أحد إلا رآه بعینیه وسمعه بأذنیه

«به زید گفتم آیا تو خود این سخن را از رسول الله (ص) شنیدی؟ گفت: زیر آن درختها هیچ كس نبود مگر آن كه رسول الله صلی الله علیه وآله را با چشم دیده و سخنش را با گوش شنیده است.

أحمد بن شعیب أبو عبد الرحمن النسائی ، لسنن الكبری ،ج5،45، دار النشر : دار الكتب العلمیة - بیروت - 1411 - 1991 ، الطبعة : الأولی ، تحقیق : د.عبد الغفار سلیمان البنداری , سید كسروی حسن ،

ونیز: علاء الدین علی المتقی بن حسام الدین الهندی ، كنز العمال فی سنن الأقوال والأفعال ، ج1، 106 ، دار النشر : دار الكتب العلمیة - بیروت - 1419هـ-1998م ، الطبعة : الأولی ، تحقیق : محمود عمر الدمیاطی .

5-حافظ ابوالفداء اسماعیل بن كثیر دمشقی (م 774ق)

ابن كثیر نیز در تفسیرش، ذیل آیه23 از سوره شوری، حدیث شریف ثقلین را صحیح نامیده است، متن سخن وی و حدیث مورد نظر چنین است:

وقد ثبت فی الصحیح م 2408 أن رسول الله  قال فی خطبة بغدیر خم: إن تارك فیكم الثقلین كتاب الله وعترتی وإنهما لم یفترقا حتی یردا علی الحوض...

در صحیح مسلم آمده است كه پیامبر اكرم صلی الله علیه و آله درخطبه غدیرخم چنین فرمود: همانا من در میان شما دو چیز سنگین را می گذارم: كتاب خدا و اهل بیتم را آن دو از یكدیگر جدا نمی شوند تا روزی كه در كنار حوض بر من وارد شوند.

إسماعیل بن عمر بن كثیر الدمشقی أبو الفداء، الوفاة: 77،تفسیرالقرآن العظیم ، اسم المؤلف: ، ج 4 ص 114 ، دار النشر : دار الفكر - بیروت - 1401

6- حاكم در روایت دیگری از سلمه بن كهیل از پدرش از ابوالطفیل از وائله از زید بن ارقم چنین حدیث كرده است:

«نزل رسول الله صلی الله علیه وآله بین مكه و المدینة عند شجرات خمس دوحات عظام فكنس الناس ما تحت الشجرات. ثم راح رسول الله صلی الله علیه وآله عشیة فصلی ثم قام خطیبا فحمد الله و اثنی علیه و ذكر و وعظ فقال ما شاء الله ان یقول ، ثم قال: ایها الناس. انی تارك فیكم امرین لن تضلوا ان اتبعتموهما و هما كتاب الله و اهل بیتی عترتی ، ثم قال : اتعلمون انی اولی بالمؤمنین من انفسهم ؟ ثلاث مرآت قالوا نعم. فقال رسول الله صلی الله علیه وآله: من كنت مولاه فعلی مولاه»

«رسول الله صلی الله علیه وآله بین مكه و مدینه نزدیك پنج درخت بزرگ و پر شاخ و برگ فرود آمد. مردم زیر درختها را جارو كردند. رسول الله صلی الله علیه وآله شامگاهان به آن جا رسید و بعد از نماز برای ایراد خطبه برخاست. ابتدا حمد و ثنای الهی را به جای آورد و سخنانی در ذكر و وعظ بیان كرد و آنچه را خدای می خواست كه او بگوید گفت. سپس فرمود: ایها الناس، من دو امر را بین شما باقی می گذارم كه اگر از آن دو پیروی كنید هرگز گمراه نمی شوید: كتاب خدا و عترت و اهل بیت من. (سپس گفت) آیا می دانید كه من بر مؤمنان از جانهای خودشان اولی ترم؟ (سه بار) گفتند: آری. پس رسول الله صلی الله علیه وآله فرمود: هر كه را من مولی و سرورم، علی هم مولی و سرور اوست.

محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاكم النیسابوری الوفاة: 405 هـ ، المستدرك علی الصحیحین ، ج 3 ، ص 118، دار النشر : دار الكتب العلمیة - بیروت - 1411هـ - 1990م ، الطبعة : الأولی ، تحقیق : مصطفی عبد القادر عطا.

7- حافظ ابو نعیم احمد بن عبد الله:

وی در كتابش از حذیفة بن اسید غفاری از رسول الله صلی الله علیه وآله چنین نقل كرده است كه فرمود:

«ایها الناس انی فرطكم و انكم واردون علی الحوض. فانی سائلكم حین تردون علی عن الثقلین فانظروا كیف تخلفونی فیهما. الثقل الاكبر كتاب الله. سبب طرفه بید الله و طرفه بایدیكم. فاستمسكوا به لا تضلوا و لا تبدلوا . وعترتی اهل بیتی. فانه قد نبأنی اللطیف الخبیر انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض»

ای مردم همانا من پیشگام و پیشاهنگ شمایم. و شما همه در كنار حوض نزد من خواهید آمد. وقتی كه بر من وارد شدید از شما درباره ثقلین پرسش خواهم كرد. بنگرید بعد از من با ایشان چگونه رفتار می كنید ـ ثقل (وزنه) بزرگ كتاب خدا است. ریسمانی است كه یك طرفش در دست خداست و طرف دیگرش در دستهای شماست. پس بدان چنگ بزنید تا گمراه نگشته و دگرگون نشوید. و عترت من كه اهل بیت منند زیرا خدای مهربان دانا مرا خبر داده است كه این دو گوهر گرانبها از هم جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد گردند.

حلیة الأولیاء ، اسم المؤلف: أبو نعیم أحمد بن عبد الله الأصبهانی الوفاة: 430 ، حلیة الأولیاء وطبقات الأصفیاء، ج 1 ، ص 355 ، دار النشر : دار الكتاب العربی - بیروت - 1405 ، الطبعة : الرابعة.ه