تبلیغات
مطالب ارزشمند(خطبه بدون الف وبدون نقطه امیر المومنین علی علیه السلام)و .... - حدیث ثقلین در کتب اهل سنت قسمت پنجم

مطالب ارزشمند(خطبه بدون الف وبدون نقطه امیر المومنین علی علیه السلام)و ....

رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم) :یكون لهذه الامة اثنا عشر خلیفه كلهم من قریش**صحیح مسلم، كتاب امارة باب 1، الناس تبع القریش؛

بررسی طریق عبد الله عمر:

در تمام سندهایی كه در كتب اهل سنت از طریق« عبدالله بن عمر »نقل كرده اند پس از آن با تعبیرات مختلف روایت او را از درجه اعتبار ساقط كرده اند، نظیر این موارد:

حدیث اقتدوا باللذین من بعدی . وهذا غلط ، وأحمد لا یعتمد علیه .

حدیث اقتدوا باللذین من بعدی أبی بكر وعمر ، وهذا غلط واحمد لا یعتمد علیه .

حدیث اقتدوا اشتباهی است كه احمد بن حنبل به آن اعتماد نمی كرد.

میزان الاعتدال - ذهبی - ج1 - ص 105 - لسان المیزان - ابن حجر - ج 1 - ص 188

ان حدیث عبدالله بن عمر هذا باطل بجمیع طرقه...

این حدیث عبد الله بن عمر از همه طرقش باطل است...

لسان المیزان -ج 5 - ص 237

با توجه به نقل اقوال متعدد در باره راویان این حدیث، آیا باز هم عقل و منطق صحیح اجازه می دهد كه روایتی از این دست را با حدیثی صحیح السند و محكم، مانند حدیث ثقلین معارض بدانیم؟

شبهه

آمدی دهلوی در اصول الاحكام این شبهه را مطرح می كند كه پیامبر صلی الله علیه وآله فرموده است:« خذوا شطر دینكم عن الحمیراء» نصف دین خود را از عایشه بگیرید. پس ضرورتی ندارد كه ما دین خود را فقط از اهل بیت بگیریم زیرا رسول خدا صلی الله علیه وآله در كنار حدیث ثقلین امر به تبعیت و گرفتن احكام دین از عایشه نیز كرده است و ما دین خود را از عایشه گرفته ایم و به سخن پیامبر صلی الله علیه وآله عمل كرده ایم.

علی بن محمد الآمدی أبو الحسن الوفاة: 631 ، الإحكام فی أصول الأحكام ، ج1،ص248، دار النشر : دار الكتاب العربی - بیروت - 1404 ، الطبعة : الأولی ، تحقیق : د. سید الجمیلی

نقد وبررسی

آمدی این حدیث را در برابر و معارض با حدیث ثقلین مطرح كرده است در حالیكه بسیاری از علمای اهل سنت به جعلی و كذب بودن حدیث اشاره كرده اند تا جائی كه البانی راجع به آن می گوید: این حدیث موضوع و جعلی و كذب بر رسول خدا صلی الله علیه وآله است.

قال القاری فی الموضوعات الصغری : لا یعرف له أصل . قال ابن القیم الجوزیة فی المنار المنیف ص 60 وكل حدیث فیه " یا حمیراء " أو ذكر حمیراء فهو كذب مختلق .

قاری در موضوعات صغری گفته است: این حدیث اصل و اساسی ندارد، ابن جوزیه گفته است: هر حدیثی كه در آن تعبیری مانند: یا حمیراء و یا نامی از حمیراء باشد دروغ و ساختگی است.

ابن كثیر می گوید:

خذوا شطر دینكم عن هذه الحمیراء فإنه لیس له أصل ولا هو مثبت فی شئ من أصول الاسلام ، وسألت عنه شیخنا أبا الحجاج المزی فقال : لا أصل له .

این حدیث كه در آن گفته شده است: نصف دین خود را از حمیرا بگیرید اصل و اساسی ندارد و در كتب معتبر دیده نشده است، از استادمان مزی پرسیدم گفت: اصلی ندارد.

ابن كثیر ، البدایة والنهایة ، ج 8 ص 100

همچنین ابن حجر عسقلانی می نویسد

لاأعرف له إسنادا ، ولا رأیته فی شئ من كتب

سندی در باره آن ندیدم و در هیچ كتابی آن را نیافتم.

صائب عبد الحمید ، منهج فی الإنتماء المذهبی ص 214

با ملاحظه آنچه نقل شد، آیا این حدیث قابلیت تعارض با حدیث صحیح متواتر ثقلین را دارد؟.

گفتار چهارم :اهل بیت علیهم السلام درحدیث ثقلین

ابن تیمیه اشكال می كند كه مراد از اهل بیت تمام بنی هاشم است ومنظور این است كه بنی هاشم اتفاق بر كذب نمی كنند، این مطلب را اهل سنت نیز قبول دارند.

ابن تیمیه می نویسد :

إنما یدل علی أن مجموع العترة الذین هم بنو هاشم لا یتفقون علی ضلالة وهذا قاله طائفة من أهل السنة وهو من أجوبة القاضی أبی یعلی وغیره

إبن تیمیة الحرانی ، أحمد بن عبد الحلیم أبو العباس (متوفای728هـ) منهاج السنة النبویة ، ج 7 ص318 ـ 319 ، تحقیق : د. محمد رشاد سالم ، ناشر : مؤسسة قرطبة ، الطبعة : الأولی ، 1406

نقد وبررسی

در پاسخ این شبهه باید گفت كه فهمیدن این نكته چندان مشكل نیست و هر كس در محتوای حدیث شریف «ثقلین» اندكی تأمل و تفكر نماید، منظور از اهل بیت در آن را به خوبی به دست خواهد آورد، كه منظور از اهل بیت در این حدیث شریف كه به عنوان ثقل اصغر (امانت سنگین كوچك تر) معرفی شده است، باید كسانی باشند كه لیاقت و شرایط رهبری همه جانبه امت اسلامی را داشته و در عین حال از هر گونه لغزش و گناه و انحراف دور باشند. ثقل اكبر (امانت سنگینن بزرگ تر) یعنی قرآن كریم نیز دارای چنین ویژگی است و ضامن رستگاری و سعادت امت اسلامی است. اما افراد غیر معصوم توان و لیاقتایفای چنین نقش الهی و بزرگی را ندارند.

بدون شك منظور از اهل بیت در حدیث شریف «ثقلین» كسانی هستند كه خداوند متعال در آیه33 از سوره احزاب، از تطهیر آنها از هر گونه پلیدی و گناه خبر داده است، و منظور از آنها كسانی است كه خداوند متعال در آیه 59 از سوره نساء به صاحبان واقعی امر بودن آنها اشاره نموده و بر اطاعت مطلق مسلمانان از آنها تأكید ورزیده است.

در قرآن می بینیم كه لفظ اهل برای بعضی خاص از خاندان انبیا استعمال شده است و مقصود تمامی نزدیكان ایشان نیست . زیرا در قرآن حتی پسر نوح نبی علیه السلام هم از اهل ایشان استثنا شده است . تا چه رسد به همسر. ( مانند همسر نوح ولوط)

قَالَ یَا نُوحُ إنَّهُ لَیسَ مِن أهلِكَ إنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِحٍ ،سوره هود / 46

خداوند فرمود ای نوح او از خاندان تو نیست او (صاحب) عمل ناشایست است.

پس برای فهمیدن معنای اهل بیت هر رسولی باید به منبع وحی تمسك جست تا معنای اهل بیت روشن شود.

بنا بر این در مورد اهل بیت رسول خدا بهتر است به روایات نبوی مورد اتفاق شیعه وسنی مراجعه كنیم تا حقیقت امر روشن شود.

در مورد شان نزول این آیه سوره احزاب ، اهل تسنن روایت حدیث كساء را نقل می كنند:

عن صَفِیَّةَ بِنْتِ شَیْبَةَ، قَالَتْ: قَالَتْ عَائِشَةُ: خَرَجَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وسلم غَدَاةً وَعَلَیْهِ مِرْطٌ مُرَحَّلٌ مِنْ شَعْرٍ أَسْوَدَ فَجَاءَ الْحَسَنُ بْنُ عَلِیٍّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ جَاءَ الْحُسَیْنُ فَدَخَلَ مَعَهُ ثُمَّ جَاءَتْ فَاطِمَةُ فَأَدْخَلَهَا ثُمَّ جَاءَ عَلِیٌّ فَأَدْخَلَهُ ثُمَّ قَالَ (إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا).

صحیح مسلم: 130/7 ح 6414

عائشه گفت كه رسول خدا صبح هنگام بیرون رفتند و بر روی دوش ایشان عبایی طرح دار از موی سیاه بود، حسن بن علی آمد، او را در زیر عبا گرفت، حسین آمد او را نیز وارد كرد، علی آمد او را نیز وارد كرد، سپس فرمود: خداوند می خواهد از شما اهل بیت پلیدی ها را دور كند و شما را پاك نماید .

ودعا رسول الله صلی الله علیه وسلم الحسن والحسین وعلیا وفاطمة فمد علیهم ثوبا فقال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا

سنن النسائی الكبری ج5/ص113

رسول خدا، حسن، حسین، علی وفاطمه را خواست پس پارچه ای بر روی ایشان كشید و گفت: خداوندا ایشان اهل بیت من هستند، پس بدی را از ایشان دور گردان وایشان را پاك نما.

حدثنا محمود بن غیلان حدثنا أبو أحمد الزبیری حدثنا سفیان عن زبید عن شهر بن حوشب عن أم سلمة أن النبی صلی الله علیه وسلم جلل علی الحسن والحسین وعلی وفاطمة كساء ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی وخاصتی أذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا فقالت أم سلمة وأنا معهم یا رسول الله قال إنك إلی خیر. قال هذا حدیث حسن وهو أحسن شیء روی فی هذا وفی الباب عن عمر بن أبی سلمة وأنس بن مالك وأبی الحمراء ومعقل بن یسار وعائشة

سنن الترمذی ج5/ص699

ام سلمه همسر رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم می گوید: رسول خدا بر روی حسن ، حسین ، علی وفاطمه عبایی كشید، آنگاه عرض كرد: حداوندا ایشان اهل بیت من و نزدیكان من هستند. از ایشان پلیدی را ببر و ایشان را پاك گردان . ام سلمه می گوید : از رسول خدا پرسیدم: آیا من همراه ایشان هستم (از اهل بیتم)؟ فرمود: تو بر خوبی هستی (از اهل بیت نیستی اما از نیكانی) .

ترمذی گفته است: این حدیث خوبی است و بهترین روایت در این زمینه است ...

همچنین این روایت را حاكم نیشابوری نقل كرده وگفته است:

هذا حدیث صحیح علی شرط البخاری ولم یخرجاه.

المستدرك: 416/2، 146/3.

این روایت طبق نظر بخاری ومسلم صحیح است ولی آن را ذكر نكرده اند.

همچنین بعد از ذكر روایتی با همین مضمون می گوید:

هذا حدیث صحیح علی شرط مسلم ولم یخرجاه.

المستدرك: 416/2.

این روایت طبق نظر مسلم صحیح است ولی آن را نقل نكرده است.

طبرانی در ج3/ ص52 از حدیث 2662 تا 2673 ده روایت می آورد كه در آنها تصریح به همین مضمون شده است كه اهل بیت رسول خدا تنها علی فاطمه حسن وحسین هستند و حتی ام سلمه از همسران رسول خدا در آن مجموعه نیست .

احمد بن حنبل و طبرانی در ضمن این روایت نقل كرده اند كه ام سلمه گفت :

فرفعت الكساء لأدخل معهم فجذبه من یدی وقال: إنّك علی خیر.

مسند أحمد ج 6 ص 323، المعجم الكبیر للطبرانی ج 3 ص 53

پس من عبا را بالا بردم تا همراه ایشان داخل شوم، رسول خدا عبا را از دست من كشید و فرمود: تو بر خیر هستی

ابن تیمیه در این باره می نوسید :

والحسن والحسین من أعظم أهل بیته اختصاصا به كما ثبت فی الصحیح أنه دار كساءه علی علی وفاطمة وحسن وحسین ثم قال اللهم هؤلاء أهل بیتی فأذهب عنهم الرجس وطهرهم تطهیرا.

حسن و حسین از مهمترین و بزرگترین اعضای خاندان پیامبرند، همانگونه كه در خبر صحیح آمده است كه رسول خدا عبا را روی بدن علی و فاطمه و حسن و حسین كشید، سپس عرضه داشت: خداوندا اینان خاندان من می باشند، پلیدی را از آنان دور و پاكشان فرما.

منهاج السنة النبویة ج4/ص561

محصور نمودن افرادی خاص و با نام و نشان قطعا افراد دیگری مانند همسران پیغمر را از دایره و محدوده اهل بیت خارج می كند.

در بعضی از روایات صحیحه اهل تسنن نیز به این حقیقت اشاره و اعتراف شده و بعضی از بزرگان صحابه صریحا همسران رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم را جزو اهل بیت ندانسته اند:

عَنْ زَیْدِ بْنِ أَرْقَمَ قَالَ دَخَلْنَا عَلَیْهِ فَقُلْنَا لَهُ لَقَدْ رَأَیْتَ خَیْرًا لَقَدْ صَاحَبْتَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ وَصَلَّیْتَ خَلْفَهُ وَسَاقَ الْحَدِیثَ بِنَحْوِ حَدِیثِ أَبِی حَیَّانَ غَیْرَ أَنَّهُ قَالَ أَلَا وَإِنِّی تَارِكٌ

فِیكُمْ ثَقَلَیْنِ أَحَدُهُمَا كِتَابُ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ هُوَ حَبْلُ اللَّهِ مَنْ اتَّبَعَهُ كَانَ عَلَی الْهُدَی وَمَنْ تَرَكَهُ كَانَ عَلَی ضَلَالَةٍ وَفِیهِ فَقُلْنَا مَنْ أَهْلُ بَیْتِهِ نِسَاؤُهُ قَالَ لَا وَایْمُ اللَّهِ إِنَّ الْمَرْأَةَ تَكُونُ مَعَ الرَّجُلِ الْعَصْرَ مِنْ الدَّهْرِ ثُمَّ یُطَلِّقُهَا فَتَرْجِعُ إِلَی أَبِیهَا وَقَوْمِهَا أَهْلُ بَیْتِهِ أَصْلُهُ وَعَصَبَتُهُ الَّذِینَ حُرِمُوا الصَّدَقَةَ بَعْدَهُ

به زید بن ارقم گفته شد: تو بهره های فراوانی برده ای، همنشین رسول خدا بوده و پشت سرش نماز خوانده ای و...گفت: رسول خدا فرمود: من دو یادگار ارزنده باقی می گذارم، كتاب خدا كه ریسمان او است، هر كس آن را پیروی نماید هدایت یابد، و هر كس آن را ترك گوید گمراه شود، پرسیدیم: آیا همسران رسول خدا از اهل بیت او محسوب می شوند؟ گفت: نه، زیرا زن مدت زمانی نزد مرد می ماند سپس او را طلاق می دهد و او نزد پدر و خویشانش باز می گردد، اهل بیت رسول خدا افرادی هستند كه بعد از او صدقه بر آنان حرام شده است.

صحیح مسلم ج4/ص1874 كتاب فضائل الصحابة باب من فضائل علی بن أبی طالب

نكته پایانی درحدیث ثقلین

ابن تیمیه اشكال دیگری بر حدیث ثقلین دارد وآن اشكال این است كه به این حدیث مطلب دیگری اضافه شده است.

...وقد رواه الترمذی وزاد فیه وانهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض...

إبن تیمیة الحرانی ، أحمد بن عبد الحلیم أبو العباس متوفای728هـ منهاج السنة النبویة ، ج 7 ص318 ـ 319 ، تحقیق : د. محمد رشاد سالم ، ناشر : مؤسسة قرطبة ، الطبعة : الأولی ، 1406

نقد وبررسی شبهه

جمله ای كه ترمذی در صحیحش آورده مطلبی نیست كه او آن را اضافه كرده باشد بلكه این فقره را بقیه محدثین اهل سنت نیز آورده اند كه ذیلاًَبه آن اشاره می شود:

1- احمد بن حنبل

عن أبی سعید قال قال رسول الله صلی الله علیه وسلم :« إنی تارك فیكم الثقلین أحدهما أكبر من الآخر كتاب الله حبل ممدود من السماء إلی الأرض وعترتی أهل بیتی وإنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض »

أحمد بن حنبل أبو عبد الله الشیبانی الوفاة: 241 ، فضائل الصحابة ، ج 2 ص 779، دار النشر : مؤسسة الرسالة - بیروت - 1403 - 1983 ، الطبعة : الأولی ، تحقیق : د. وصی الله محمد عباس.

2 - ابن سعد درطبقات

...لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا كیف تخلفونی فیهما...

محمد بن سعد بن منیع أبو عبدالله البصری الزهری الوفاة: 230 ، الطبقات الكبری ، ج 2 ص 194 ، دار النشر : دار صادر - بیروت .

3 - بلاذری در انساب الا شراف

عن زید بن أرقم ...قال صلی الله علیه وآله ه: أنا تارك فیكم ما إن تمسكتم به لم تضلوا، كتاب الله وعترتی أهل بیتی وإنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض. ثم أخذ بید علی فقال: من كنت ولیه فهذا ولیه، اللهم وال من والاه وعاد من عاداه.

أحمد بن یحیی بن جابر البلاذری (المتوفی : 279هـ) الوفاة: 279 ، أنساب الأشراف،، ج 1 ص 281 ، دار النشر :

4 - عقیلی

...وعترتی أهل بیتی وإنهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض... وقران لا یتابع علیه ، هذا یروی بأصلح من هذا الإسناد

أبو جعفر محمد بن عمر بن موسی العقیلی الوفاة: 322 ، الضعفاء الكبیر ، ج 4 ص 362 ، دار النشر : دار المكتبة العلمیة - بیروت - 1404هـ - 1984م ، الطبعة : الأولی ، تحقیق : عبد المعطی أمین قلعجی

ابن كثیرمی نویسد : شیخ ما ابو زهره می گوید: ...وهذا حدیث صحیح...،

أبو الفداء إسماعیل بن عمر بن كثیر القرشی الدمشقی (المتوفی : 774هـ) الوفاة: ، السیرة النبویة لابن كثیر ، ج 4 ص 416، دار النشر

5 - ابن حجر هیثمی

ابن حجر بعد از نقل« لن یفترقا حتی یردا علی الحوض» در باره سند حدیث می نویسد: مشكلی ندارد.

لن یفترقا حتی یردا علی الحوض فانظروا بم تخلفونی فیهما وسنده لا بأس به

أبو العباس أحمد بن محمد بن علی ابن حجر الهیثمی الوفاة: 973هـ ، الصواعق المحرقة علی أهل الرفض والضلال والزندقة ، ج 2 ص 438 ج 2 ص 438، دار النشر : مؤسسة الرسالة - لبنان - 1417هـ - 1997م ، الطبعة : الأولی ، تحقیق : عبد الرحمن بن عبد الله التركی - كامل محمد الخراط.

نتیجه گری و جمع بندی نهائی

ا ساس هدایت اسلام تعلیماتی است كه دین اسلام برای انسان آورده است تا صراط مستقیم را به او شناسانده و او را به پیمودن آن موفق سازد. این تعلیمات در دو ركن پیوسته به هم گرد آمده است، قرآن و حدیث. دو ركنی كه طلب هدایت از هر یك بدون رجوع به دیگری امكان پذیر نیست، تصور این كه با قرآن كریم بدون مراجعه به عترت و تعلیمات و آموزشها و همچنین سیره و سنن آنان می توان به «هدایت فعلیه» رسید، درست نیست و برخلاف خود قرآن كریم و وصیت های مكرر و مؤكد پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله می باشد، همانگونه كه تعلیمات عترت نیز بدون عرضه بر قرآن كریم درست نیست و برخلاف تعلیمات خود عترت است، این موضوع بسیار مهم، در حدیث نبوی مسلّم الصدور؛ یعنی «حدیث ثقلین» به روشنی تبیین شده است «انی تارك فیكم الثقلین ما ان تمسكتم بهما لن تضلوا بعدی - احدهما اعظم من الاخر كتاب الله حبلٌ ممدود من السماء الی الارض، و عترتی اهل بیتی، و لن یفترقا حتی یردا علیّ الحوض فانظروا كیف تخلفونی فیهما» من در بین شما دو شیء گرانقدر را می گذارم كه تا وقتی به آن دو تمسك جویید، گمراه نمی شوید یكی از آن دو از دیگری بزرگتر است : كتاب خدا كه طناب كشیده شده از آسمان به زمین است و عترت و خاندان من، این دو از یكدیگر جدا نمی شوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند. پس بنگرید كه در نبود من چگونه با آنان رفتار می كنید.

حدیث ثقلین از پرآوازه ترین و از گنجینه های با ارزش حدیثی مسلمانان است و بزرگان مذاهب اسلامی در كتاب هایشان، اعم از صحاح و سنن و مسانید و تفسیر و سیره و تاریخ و لغت و غیر آن، از این حدیث یاد كرده اند. شیعیان این حدیث صحیح و متواتر را یكی از دلائل امامت و وصایت بلافصل حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام می دانند و آن را به هشتاد و دو طریق، با عباراتی متفاوت از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله روایت كرده انداهل سنت نیز این حدیث را بهتر دانسته و آن را از ده ها طریق و از بیست و اندی صحابه پیامبر صلی الله علیه وآله روایت كرده اند، و شبهه واشكالی كه نسبت به دلالت وسند وتغییرات در این حدیث از ناحیه ی برخی مانند ابن تیمیه ودیگران مطرح شده است را مورد نقد وبررسی قرار گرفته ومطابق اسناد ومدارك معتبر اهل سنت پاسخ آن داده شده و به جرات می توانیم بگوئیم كه هیج یك از این شبهه ها واشكالات نسبت به این حدیث وارد نبوده و نخواهد بود.